القاب حضرت زينب كبري سلام الله عليها
القاب حضرت زينب كبري سلام الله عليها
عالمةٌ غيرَ مُعلمةٍ : داناى نياموخته
فهمةٌ غيرَ مُفهِّمةٍ : فهميده بى آموزگار
كَعبةُ الرَزايا : قبله رنجها.
نائبةُ الزهراء : جانشين حضرت زهرا سلام الله عليها
نائبةُ الحسين : جانشين حضرت حسين عليه السلام
مَليكةُ الدنيا : شهبانوى گيتى .
عَقيلةُ النِساء : خردمند بانوان .
عَديلةُ الخامس مِن اهل الكِساء : همتاى پنجمين نفر از اهل كساء.
شريكة الشهيد : انباز شهيد.
كَفيلة السجاد : سرپرست حضرت سجاد.
ناموسُ رَواقِ العَظمةِ : ناموس حريم عظمت و كبريايى .
سيدة العَقائِل : بانوى بانوان خردمند.
سِرُّ اَبيها : راز پدرش على عليه السلام
سُلالةُ الوِلاية : فشرده و خلاصه و چكيده ولايت .
وَليدةُ الفَصاحة : زاده شيوا سخنى .
شَقيقةُ الحَسن : دلسوز و غمخوار حضرت حسن عليه السلام.
عَقيلةُ خِدر الرسالة : خردمند پرده نشينان رسالت .
رَضيعة ثَدىِ الولاية : كسى كه از پستان ولايت شير خورده .
بليغة : سخنور رسا.
فصيحة : سخنور
صديقة الصغرى : راستگوى كوچك (در مقابل صديقه كبرى سلام الله عليها)
المُوثَّقة : بانوى مورد اطمينان .
عقيلة الطالبين : بانوى خردمند از خاندان حضرت ابوطالب (و در بين طالبيان)
الفاضلة : بانوى با فضيلت .
الكاملة : بانوى تام و كامل .
عابدة آل على : پارساى خاندان على عليهم السلام
عقلية الوحى : بانوى خردمند وحى
شمسةُ قَلادَةِ الجَلالةِ : خورشيد منظومه بزرگوارى و شكوه .
نَجمةُ سَماءِ النَبالَة : ستاره آسمان شرف و كرامت .
المعصومة الصغرى : پاك و مطهره كوچك .
قرينة النَوائِب : همدم و همراه ناگوارى ها.
محبوبة المصطفى : مورد محبت و محبوب حضرت رسول صلي الله عليه و آله.
قرة عين المرتضى : نور چشم حضرت على عليه السلام.
صابرة محتسبة : پايدارى كننده به حساب خداوند براى خداوند.
عقيلة النبوة : بانوى خردمند پيامبرى .
رَبَةُ خِدرِ القُدس : پرورنده پرده نشينان پاكى و تقديس .
قبلة البَرايا : كعبه آفريده شدگان .
رَضيعَة الوحى : كسى كه از پستان وحى شير مكيده است .
بابُ حِطَةِ الخَطايا : دروازه آمرزش گناهان .
حَفَرَةُ علىٍ و فاطمةٍ : مركز جمع آورى دوستى و محبت على (عليه السلام ) و فاطمه (سلام الله عليها)
رَبيعَةُ الفضل : پيش زاده فضيلت و برترى .
بطلة كربلاء : قهرمان كربلا.
عظيمةٌ بلواها : بانويى كه امتحانش بس بزرگ بود.
عقلية القريش : بانوى خردمند از قريش .
الباكية : بانوى گريان .
سليلة الزهراء : چكيده و خلاصه حضرت زهرا سلام الله عليها.
امنية الله : امانت دار الهى .
آيةٌ مِن آيات الله : نشانى از نشانه هاى خداوند.
مظلومةٌ وحيدة : ستمديده بى كس.
پيوند به :
فرشتهاي كه براي زينب گريست
داغي كه اشك بر گونهي مهدي نشاند
آفتاب در حجاب
بانوي كربلا

گريه امام زمان بر اسيرى زينب(س)
حاج ملا سلطانعلى، كه از جمله عابدان و زاهدان بود، مى گويد:
در خواب به محضر مبارك امام زمان (ع) مشرف شدم ، عرض كردم : مولاى من ! آنچه در زيارت ناحيه مقدسه ذكر شده است كه فَلَاندبَنَّكَ صَباحاً وَ مَساءً وَ لَاَبكِيَّنَ عَينُك بَدَلَ الدُموعِ دَماً صحيح است؟
فرمود: آرى!
گفتم: آن مصيبتى كه در سوگ آن، به جاى اشك خون گريه مىكنيد، كدام است؟ آن مصيبت على اكبر است؟
فرمود: نه! اگر على اكبر زنده بود، او هم در اين مصيبت، خون گريه مىكرد!
گفتم : آيا مقصود مصيبت حضرت عباس (ع) است؟
فرمود: نه! بلكه اگر حضرت عباس هم در قید حيات بود، او نيز در اين مصيبت خون گريه مىكرد!
عرض كردم: آيا مصيبت حضرت سيدالشهداء (ع) است؟
فرمود: نه! اگر حضرت سيد الشهداء (ع) هم بود، در اين مصيبت خون گريه مىكرد!
پرسيدم: پس اين كدام مصيبت است؟
فرمود:
مصيبت اسيري عمهام زينب (س) است.
گريه امام زمان در وفات زينب كبري
دانشمند بزرگ شيخ محمد باقر قاينى، صاحب كتاب كبريت الاحمر در كتاب كشكول خود به نام سفينة القماش مى نويسد: در عصرى كه در نجف اشرف به تحصيل علوم حوزوى اشتغال داشتم در آنجا سيدى زاهد و پرهيز كار بود كه سواد نداشت، روزى در حرم حضرت على (ع ) به زيارت آن حضرت مشغول بود، ديد يكى از زائران ترك زبان، گوشهاى از حرم نشست و مشغول تلاوت قرآن شد، اين سيد جليل احساساتى شد و به خود گفت :
آيا سزاوار است كه ترك و ديلم قرآن، كتاب جدت را بخوانند و تو بىسواد باشى و از خواندن آيات قرآن محروم بمانى؟!
او از روى غيرت و همت قسمتى از اوقاتش را در سقايى (آبرسانى) صرف كرد تا مخارج زندگىاش را تأمين كند، و قسمت ديگر را به تحصيل علوم پرداخت و كم كم ترقى كرد تا به حدى كه در درس خارج آيت الله العظمى ميرزا محمد حسن شيرازى (ميرزاى بزرگ، متوفى1312 ه ق) شركت مىكرد و به درجهاى رسيد كه احتمال مى دادند به حد اجتهاد رسيده است. اين سيد جليل و پارسا براى من چنين نقل كرد:
از آن روزى كه عمهام زينب وفات كرده، تا كنون، هر سال در روز وفات او، فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مىكنند و آن چنان مىگريند كه من بايد بروم و آنها را ساكت كنم،
در عالم خواب امام زمان حضرت ولى عصر (عج) را ديدم، بسيار غمگين و آشفته حال بود، به محضرش رفتم و سلام كردم، سپس عرض كردم:
چرا اين گونه ناراحت و گريان هستى؟
فرمود: امروز روز وفات عمهام حضرت زينب است. از آن روزى كه عمهام زينب وفات كرده، تا كنون، هر سال در روز وفات او، فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مىكنند و آن چنان مىگريند كه من بايد بروم و آنها را ساكت كنم، آنها خطبه حضرت زينب را كه در بازار كوفه خواند، مىخوانند و مىگريند، من هم اكنون از آن مجلس فرشتگان مراجعت نمودهام.
-------------------------------------

فرشتهاي كه براي زينب گريست
روايت شده است كه پس از ولادت حضرت زينب عليها السلام حسين عليه السلام كه در آن هنگام كودك سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا صلوات الله عليه آمد و عرض كرد: "خداوند به من خواهرى عطا كرده است". پيامبر با شنيدن اين سخن ، منقلب و اندوهگين شد و اشك از ديده فرو ريخت.
حسين پرسيد: براى چه اندوهگين و گريان شدى ؟
پيامبر فرمود: اى نور چشمم ، راز آن به زودى برايت آشكار شود.
تا اينكه روزى جبرئيل نزد رسول خدا (ص ) آمد، در حالى كه گريه مى كرد، رسول خدا از علت گريه او پرسيد.
جبرئيل عرض كرد: "اين دختر (زينب ) از آغاز زندگى تا پايان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گريبان خواهد بود؛ زماني به درد مصيبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصيبت جانسوز برادرش امام حسن (ع ) گردد. و از اين مصايب دردناكتر و افزونتر اينكه به مصايب جانسوز كربلا گرفتار شود، به طورى كه قامتش خميده شود و موى سرش سفيد گردد".
پيامبر (ص ) گريان شد و صورت پر اشكش را بر صورت زينب (س) نهاد و گريه سختى كرد، زهرا (س ) از علت آن پرسيد. پيامبر بخشى از بلاها و مصايبى را كه بر زينب وارد مى شود را، براى دخترش زهرا بيان كرد.
حضرت زهرا (س ) پرسيد: "اى پدر! پاداش كسى كه بر مصايب دخترم زينب گريه كند چيست؟
پيامبر اكرم فرمود:
"پاداش او همچون پاداش كسى است كه براى مصايب حسن و حسين (ع ) گريه مى كند".
السلام عليك يا زينب كبري
خدايا: